سلام ؛ اول کلام
من از شما خواننده محترم بخاطر تاخیر در نوشتن عذر میخواهم.
توی این چند وقته خیلی اتفاقات مختلفی برام افتاده یا قرار بیافته.
۱- مهاجرت به لینوکس:
دیگه داشتم وسوسه میشدم از ویندوز دل بکنم . خیلی این پا و اون پا کردم اما بازم دلم راضی نمیشد تا این که همین چند وقت پیش یکی از بروبچ یک توزیع جالب و خوب رو از لینوکس به من داد که خیلی خیلی کاربری خوبی داره و از همه لحاظ به ویندوز ارجهیت داره خوشم اومد و بعد از یکی دوروز که کارهام رو توی ویندوز جمع بندی کردم اون رو نسب کردم دیگه رفتیم که رفتیم .
خداحافظ WNDOWS سلام Ubuntu
۲- اساس کشی :
پسر صاحبخونه ی نازنینمون قصد کرد که بیاد توی خونه پدرش بشینه و چون فرزند سالاری الان بیشتر از پدر سالاری مد شده زور اون بنده ی خدا به پسرش نرسید و آخرش مجبور شدیدم خونه ی به اون خوبی و صاحب خونه ی خوبترش رو به خاطر یک هوس آقا از دست بدهیم ان شاء الله که به خیر و خوشی و خوبی توی اون خونه زندگی کنند ما که خیلی راحت بودیم . خوب این اول ماجرا بود آخرش هم دنبال خونه راه رفتن و اساس کشی و کارگر و بیاد و بره و خاور و بارگیری و اساس چیدن وووو و بالاخره یک خونه دیگه با یک صاحب خونه ی دیگه....
۳- دعوت مجدد به تهران:
اساس های توی جعبه داشت میرفت خسته و کوفته و تنها توی خونه دراز کشیده بودم ساعت ۴ بعد الظهر اصلا توقع زنگ زدن تلفن رو نداشتم - بفرمائید - آقای .... - بله - از بانک ایده مزاحمتون میشم میخواستیم دعوت نامه برای مراسم اختتامیه برای شما بفرستیم ... .
خیلی برام جالب بود اول اینکه بالاخره تصمیم گرفتند که کار نیمه تمام شون رو تمام کنن دوم اینکه اگه فقط دوروز بعد همچین تصمیمی میگرفتند من خونه ام رو عوض کرده بودم و مطمعنا اونها هم من رو پیدا نمی کردند.
۳- امکان دیدار با رئیس جمهور:
دفعه پیش که برای اختتامیه دعوت کرده بودند میخواستند خود آقای رئیس جمهور هم باشه و ایشان هم رفت سازمان ملل و قرار بهم خورد حالا احتمالا درست شده و هماهنگ کردند که دعوت مجدد کردند پس یادتون باشه اول خرداد اخبار رو خوب نگاه کنید ببینید عبدالرحمن رو میبینید یا نه.
۴- امکان دیدار با رهبر:
از اون مهمتر اینکه رهبر عزیز و مهربان و دوست داشتنی ایران قراره که توی محل کار ما حاضر بشه و خوبیش اینه که من هم یکی از دست اندر کاران اون جلسه هستم. واحتمال داره بتونم به یکی از آرزوهام که دیدن ایشان از نزدیکه برسم. آمین.
۵- دیدار بایکی از بروبچ وبلاگ نویس:
مشهد بودن این خاصیت رو داره که همه ی برو بچ وبلاگ نویس مذهبی هر چند وقت یک بار میان مشهد و هر کدومشون رو که بشه با من هماهنگ میکنن تا توفیق دیدارشون رو از دست ندم دیشب تونستم امیر آقا نویسنده وبلاگ اصحاب کهف رو ببینم وخیلی خوش گذشت جاتون خالی.
من از شما خواننده محترم بخاطر تاخیر در نوشتن عذر میخواهم.
توی این چند وقته خیلی اتفاقات مختلفی برام افتاده یا قرار بیافته.
۱- مهاجرت به لینوکس:
دیگه داشتم وسوسه میشدم از ویندوز دل بکنم . خیلی این پا و اون پا کردم اما بازم دلم راضی نمیشد تا این که همین چند وقت پیش یکی از بروبچ یک توزیع جالب و خوب رو از لینوکس به من داد که خیلی خیلی کاربری خوبی داره و از همه لحاظ به ویندوز ارجهیت داره خوشم اومد و بعد از یکی دوروز که کارهام رو توی ویندوز جمع بندی کردم اون رو نسب کردم دیگه رفتیم که رفتیم .
خداحافظ WNDOWS سلام Ubuntu
۲- اساس کشی :
پسر صاحبخونه ی نازنینمون قصد کرد که بیاد توی خونه پدرش بشینه و چون فرزند سالاری الان بیشتر از پدر سالاری مد شده زور اون بنده ی خدا به پسرش نرسید و آخرش مجبور شدیدم خونه ی به اون خوبی و صاحب خونه ی خوبترش رو به خاطر یک هوس آقا از دست بدهیم ان شاء الله که به خیر و خوشی و خوبی توی اون خونه زندگی کنند ما که خیلی راحت بودیم . خوب این اول ماجرا بود آخرش هم دنبال خونه راه رفتن و اساس کشی و کارگر و بیاد و بره و خاور و بارگیری و اساس چیدن وووو و بالاخره یک خونه دیگه با یک صاحب خونه ی دیگه....
۳- دعوت مجدد به تهران:
اساس های توی جعبه داشت میرفت خسته و کوفته و تنها توی خونه دراز کشیده بودم ساعت ۴ بعد الظهر اصلا توقع زنگ زدن تلفن رو نداشتم - بفرمائید - آقای .... - بله - از بانک ایده مزاحمتون میشم میخواستیم دعوت نامه برای مراسم اختتامیه برای شما بفرستیم ... .
خیلی برام جالب بود اول اینکه بالاخره تصمیم گرفتند که کار نیمه تمام شون رو تمام کنن دوم اینکه اگه فقط دوروز بعد همچین تصمیمی میگرفتند من خونه ام رو عوض کرده بودم و مطمعنا اونها هم من رو پیدا نمی کردند.
۳- امکان دیدار با رئیس جمهور:
دفعه پیش که برای اختتامیه دعوت کرده بودند میخواستند خود آقای رئیس جمهور هم باشه و ایشان هم رفت سازمان ملل و قرار بهم خورد حالا احتمالا درست شده و هماهنگ کردند که دعوت مجدد کردند پس یادتون باشه اول خرداد اخبار رو خوب نگاه کنید ببینید عبدالرحمن رو میبینید یا نه.
۴- امکان دیدار با رهبر:
از اون مهمتر اینکه رهبر عزیز و مهربان و دوست داشتنی ایران قراره که توی محل کار ما حاضر بشه و خوبیش اینه که من هم یکی از دست اندر کاران اون جلسه هستم. واحتمال داره بتونم به یکی از آرزوهام که دیدن ایشان از نزدیکه برسم. آمین.
۵- دیدار بایکی از بروبچ وبلاگ نویس:
مشهد بودن این خاصیت رو داره که همه ی برو بچ وبلاگ نویس مذهبی هر چند وقت یک بار میان مشهد و هر کدومشون رو که بشه با من هماهنگ میکنن تا توفیق دیدارشون رو از دست ندم دیشب تونستم امیر آقا نویسنده وبلاگ اصحاب کهف رو ببینم وخیلی خوش گذشت جاتون خالی.
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 17:38  توسط عبدالرحمن
|
