از همه ی دوستانی که من رو راهنمایی کردن ممنونم.
چند نکته ناگفته :
۱- اون زمان که من مهدی خ رو نفرین کردم سن و سالی نداشتم تازه مگه اون خدا بیامرز برای من اعصاب گذاشته بود که چیزی غیر از نفرین یادم بمونه. یعنی می خواهم بگم که کم تجربگی و فشار زیاد روحی باعث چنین حرفی شد.
۲- من چند روز قبل از نوشتن متن قبلی یعنی حدود دوماه پیش متوجه فوت مهدی شدم و تا آن زمان هنوز خودم هم نمی دونستم که ایشان دستش از زمین و آسمان کوتاه شده.
۳- من از سال پیش (یک سال قبل از اینکه بفهمم مهدی واقعا مرده) رفتم پیش استاد و گفتم اگه میشه مبلغ رو بگید تا خودم تصویه کنم.
۴- بهترین راهنمایی رو دوست خوبم میرزا کرد و من تقریبا مو به مو گفته هاش رو پیاده کردم و به حمد الله موفق شدم.
۵- الان که دارم این نوشته رو مینویسم تقریبا بیست روزی هست که ایشان دینی به گردنش نیست و تازه خودم هم اون رو بخشیده ام.
چند نکته ناگفته :
۱- اون زمان که من مهدی خ رو نفرین کردم سن و سالی نداشتم تازه مگه اون خدا بیامرز برای من اعصاب گذاشته بود که چیزی غیر از نفرین یادم بمونه. یعنی می خواهم بگم که کم تجربگی و فشار زیاد روحی باعث چنین حرفی شد.
۲- من چند روز قبل از نوشتن متن قبلی یعنی حدود دوماه پیش متوجه فوت مهدی شدم و تا آن زمان هنوز خودم هم نمی دونستم که ایشان دستش از زمین و آسمان کوتاه شده.
۳- من از سال پیش (یک سال قبل از اینکه بفهمم مهدی واقعا مرده) رفتم پیش استاد و گفتم اگه میشه مبلغ رو بگید تا خودم تصویه کنم.
۴- بهترین راهنمایی رو دوست خوبم میرزا کرد و من تقریبا مو به مو گفته هاش رو پیاده کردم و به حمد الله موفق شدم.
۵- الان که دارم این نوشته رو مینویسم تقریبا بیست روزی هست که ایشان دینی به گردنش نیست و تازه خودم هم اون رو بخشیده ام.
۶- علت نوشتن متن " نفرین " گرفتن راهنمایی بود که به حمد الله همگی خوب عمل کردید و من هم به بهترین راهنمایی شما دوستان عمل کردم. امیدوارم خدا از سر تقصیرات همه ما بگذره و توفیق رضایت گرفتن رو قبل از سفر آخرت به من عطا کنه.
۷- ان شاء الله عنوان پست بعدی "قلت عملایی( غلط املایی)" خواهد بود.
بازهم از راهنمایی های خوبتون ممنونم
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 17:42  توسط عبدالرحمن
|
